تبليغاتX
 خانه حکیم ابولقاسم فردوسی
خانه حکیم ابولقاسم فردوسی
وبلاگ تاریخی فرهنگی هنری اجتماعی
خانه حکیم ابولقاسم فردوسی
امکانات و ابزارها

نوشته هاي پيشين
لينکدوني
عکس روز
پیام نگار و ساعت
آمار بازدیدها از وبلاگ خانه حکیم ابولقاسم فردوسی
اخبار
فرم عضویت خانه حکیم ابولقاسم فردوسی



"
* نام و نام خانوادگی :
آدرس وب سایت :
* آدرس ایمیل:
سن :
شهر :
تلفن :
آدرس :
نحوه تماس با شما: تلفن: آدرس ایمیل
نحوه آشنایی شما با ما:
موضوع پیام:
*پیام:

فرم تماس از پارس تولز

ربات چیست؟

ربات یک ماشین هوشمند است که قادر است در شرایط خاصی که در آن قرار می گیرد، کار تعریف شده ای را انجام دهد و همچنین قابلیت تصمیم گیری در شرایط مختلف را نیز ممکن است داشته باشد. با این تعریف می توان گفت ربات ها برای کارهای مختلفی می توانند تعریف و ساخته شوند.مانند کارهایی که انجام آن برای انسان غیرممکن یا دشوار باشد.
برای مثال در قسمت مونتاژ یک  کارخانه اتومبیل سازی، قسمتی هست که چرخ زاپاس ماشین را در صندوق عقب قرار می دهند، اگر یک انسان این کار را انجام دهد خیلی زود دچار ناراحتی هایی مثل کمر درد و ...می شود، اما می توان از یک ربات الکترومکانیکی برای این کار استفاده کرد و یا برای جوشکاری و سایر کارهای دشوار کارخانجات هم همینطور.
و یا ربات هایی که برای اکتشاف در سایر سیارات به کار میروند هم از انواع ربات هایی هستند که در جاهایی که حضور انسان غیرممکن است استفاده می شوند.

کلمه ربات توسط Karel Capek  نویسنده نمایشنامه R.U.R  (روبات‌های جهانی روسیه) در سال 1921 ابداع شد. ریشه این کلمه، کلمه چک اسلواکی(robotnic) به معنی کارگر می‌باشد.
در نمایشنامه وی نمونه ماشین، بعد از انسان بدون دارا بودن نقاط ضعف معمولی او، بیشترین قدرت را داشت و در پایان نمایش این ماشین برای مبارزه علیه سازندگان خود استفاده شد.
البته پیش از آن یونانیان مجسمه متحرکی ساخته بودند که نمونه اولیه چیزی بوده که ما امروزه ربات می‌نامیم.
امروزه معمولاً کلمه ربات به معنی هر ماشین ساخت بشر که بتواند کار یا عملی که به‌طور طبیعی توسط انسان انجام می‌شود را انجام دهد، استفاده می‌شود.

بیشتر ربات‌ها امروزه در کارخانه‌ها برای ساخت محصولاتی مانند اتومبیل؛ الکترونیک و همچنین برای اکتشافات زیرآب یا در سیارات دیگر مورد استفاده قرار می‌گیرد.

رُبات یا روبوت وسیله‌ای مکانیکی جهت انجام وظایف مختلف است. یک ماشین که می‌تواند برای عمل به دستورات مختلف برنامه‌ریزی گردد و یا یک سری اعمال ویژه انجام دهد. مخصوصا آن دسته از کارها که فراتر از حد توانایی‌های طبیعی بشر باشند. این ماشینهای مکانیکی برای بهتر به انجام رساندن اعمالی از قبیل احساس کردن درک نمودن و جابجایی اشیا یا اعمال تکراری شبیه جوشکاری تولید می‌شوند.

  علم رباتیک از سه شاخه اصلی تشکیل شده است:

         ·        الکترونیک ( شامل مغز ربات)

         ·        مکانیک (شامل بدنه فیزیکی ربات)
         ·        نرم افزار (شامل قوه تفکر و تصمیم گیری ربات)

اگریک ربات را به یک انسان تشبیه کنیم، بخشهایی مربوط به ظاهر فیزیکی انسان را متخصصان مکانیک می سازند، مغز ربات را متخصصان الکترونیک توسط مدارای پیچیده الکترونیک طراحی و می سازند و کارشناسان نرم افزار قوه تفکر را به وسیله برنامه های کامپیوتری برای ربات شبیه سازی می کنند تا در موقعیتهای خاص ، فعالیت مناسب را انجام دهد.

ربات‌ها چه کارهایی انجام می‌دهند؟

بیشتر ربات‌ها امروزه در کارخانه‌ها برای ساخت محصولاتی مانند اتومبیل؛ الکترونیک و همچنین برای اکتشافات زیرآب یا در سیارات دیگر مورد استفاده قرار می‌گیرد.

 ربات‌ها از چه ساخته می‌شوند؟

ربات‌ها دارای سه قسمت اصلی هستند:

·                     مغز که معمولاً یک کامپیوتر است.

·                     محرک و بخش مکانیکی شامل موتور، پیستون، تسمه، چرخ‌ها، چرخ دنده‌ها و ...

·                     سنسور که می‌تواند از انواع بینایی، صوتی، تعیین دما، تشخیص نور، تماسی یا حرکتی باشد.

با این سه قسمت، یک ربات می‌تواند با اثرپذیری  و اثرگذاری در محیط کاربردی‌تر شود.

ربات یک ماشین الکترومکانیکی هوشمند است با خصوصیات زیر:
*  می توان آن را مکرراً برنامه ریزی کرد.
*  چند کاره است.
*  کارآمد و مناسب برای محیط است.

 اجزاي يك ربات با ديدي ريزتر :
 **  وسایل مکانیکی و الکتریکی شامل :
 * شاسی، موتورها، منبع تغذیه، 
 *  حسگرها (برای شناسایی محیط):
 *  دوربین ها، سنسورهای sonar، سنسورهای ultrasound، …
 *  عملکردها (برای انجام اعمال لازم)
 *  بازوی ربات، چرخها، پاها، …
 *  قسمت تصمیم گیری (برنامه ای برای تعیین اعمال لازم):
 *  حرکت در یک جهت خاص، دوری از موانع، برداشتن اجسام، …
 *  قسمت کنترل (برای راه اندازی و بررسی حرکات روبات):
 *  نیروها و گشتاورهای موتورها برای سرعت مورد نظر، جهت مورد نظر، کنترل مسیر، …

مزایای رباتها:
 
1- رباتیک و اتوماسیون در بسیاری از موارد می توانند ایمنی، میزان تولید، بهره و کیفیت محصولات را افزایش دهند.
2-  رباتها می توانند در موقعیت های خطرناک کار کنند و با این کار جان هزاران انسان را نجات دهند.
3-  رباتها به راحتی محیط اطراف خود توجه ندارند و نیازهای انسانی برای آنها مفهومی ندارد. رباتها هیچگاه خسته نمی شوند.
4-  دقت رباتها خیلی بیشتر از انسانها است آنها در حد میلی یا حتی میکرو اینچ دقت دارند.
5-  رباتها می توانند در یک لحظه چند کار را با هم انجام دهند ولی انسانها در یک لحظه تنها یک کار انجام می دهند.
 
معایب رباتها:
1-  رباتها در موقعیتهای اضطراری توانایی پاسخگویی مناسب ندارند که این مطلب می تواند بسیار خطرناک باشد.
2-  رباتها هزینه بر هستند.
3-  قابلیت های محدود دارند یعنی فقط کاری که برای آن ساخته شده اند را انجام می دهند.
 
 برای مثال امروزه برای بررسی وضعیت داخلی رآکتورها از ربات استفاده می شود تا تشعشعات رادیواکتیو به انسانها صدمه نزند.

مزایای رباتیک:
مزایا کاملاً آشکار است. معمولاً یک ربات می‌تواند کارهایی که ما انسان‌ها می‌خواهیم انجام دهیم را ارزان‌تر انجام‌ دهد. علاوه بر این ربات‌ها می‌توانند کارهای خطرناک مانند نظارت بر تأسیسات انرژی هسته‌ای یا کاوش یک آتش‌فشان را انجام دهند. ربات‌ها می‌توانند کارها را دقیقتر از انسان‌ها انجام دهند و روند پیشرفت در علم پزشکی و سایر علوم کاربردی را سرعت ‌بخشند. ربات‌ها به ویژه در امور تکراری و خسته کننده مانند ساختن صفحه مدار، ریختن چسب روی قطعات یدکی و… سودمند هستند.
                     ادامه دارد...


[ ]
+
بی همگان به سر شود
بی همگان به سر شود ، بی تو به سر نمی شود

                                                    داغ تو دارد این دلم ، جای دگر نمی شود                            دیده عقل مست تو ، چرخه چرخ پست تو

                                           گوش طرب به دست تو ، بی تو به سر نمی شود

جان زتو نوش می کند ، دل زتو نوش می کند

                                             عقل خروش می کند ، بی تو به سر نمی شود

خمر من خمار من ، باغ من بهار من

                                             خواب من قرار من ، بی تو به سر نمی شود

جاه جلال من تویی ، ملکت و مال من تویی

                                             اب زلال من تویی ، بی تو به سر نمی شود

گاه سوی وفا روی ، گاه سوی جفا روی

                                             آن منی ، کجا روی ؟ بی تو به سر نمی شود

گر تو سری ، قدم شوی ، ورتو کفی ، علم شوی

                                               ور بروی عدم شوی ، بی تو به سر نمی شود

خواب مرا به بسته ای ، نقش مرا بشسته ای

                                              وز همه ام گسسته ای ، بی تو به سر نمی شود

گر تو نباشی یار من، گشت خراب کار من

                                              مونس غمگسار من ، بی تو به سر نمی شود

بی تو نه زندگی خوشم ، بی تو نه مردگی خوشم

                                           سر زغم تو چون کشم ؟ بی تو به سر نمی شود .

                                                                                                                  شاعر : مولانا
[ ]
+
شهرستان درگز و جاذبه های گردشگری :
درگز، موقعیت و حدود : شهرستان درگز در شمال استان خراسان رضوی  که در طول 59درجه 6 دقیقه و عرض جغرافیایی 37درجه 26 دقیقه واقع شده است .

ازشمال به جمهوری ترکمنستان ، از شرق به مشهد ، از جنوب به چناران و قوچان و از غرب نیز به قوچان محدود است . وسعت این شهرستان در حدود 4194 کیلومتر مربع و معادل 4/1 درصد مساحت کل استان خراسان رضوی می باشد . شهر درگز تا شهر قوچان 123 کیلومتر و تا شهر مشهد 258 کیلومتر فاصله دارد . ارتفاع این شهرستان از سطح دریا 500 متر     می باشد که البته این میزان در همه جا یکسان نیست . چنانچه یکی از محققان این شهرستان در یک پژوهش میدانی ، ارتفاع بخش لطف آباد را از سطح دریا معادل 80 متر عنوان کرده است و معتقد است که گمرک لطف آباد از پست ترین نقاط از نظر ارتفاع در استان خراسان رضوی می باشد . شهرستان درگز با جمهوری ترکمنستان حدود 155 کیلومتر مربع مرز مشترک دارد . این شهرستان اکثرا کوهستانی بوده و فقط دشت درگز در میان رشته کوههای هزار مسجد پست و هموار است . از نظر پستی و بلندی اکثر نواحی شهرستان درگز با موانع طبیعی مرزبندی شده است از مهم ترین کوه های درگز : الله اکبر ، چوریک ، مانیس داغلار، خرپشتی داغ ، مرتفع ترین قله  نیز هزار مسجد با 2804متر است .

رود درونگر : تنها رود مهم منطقه است که از کوه های امام قلی و شمخال و دربادام در قسمت غربی سرچشمه گرفته است در کتاب گیتی شناسی ایران سرچشمه و خط سیر این رودخانه چنین توصیف گردید : رود درونگر از دامنه شمالی کوه کسمیر واقع در دهستان فاروج سرچشمه می گیرد ، پس از پیوستن به رودامام قلی به سوی شمال متوجه می شود و آبادی دربادام را مشروب می سازد . ازاین محل به سوی شمال شرقی منحرف شده و به شهرستان درگز وارد می شود . با ورود به درگز نخست به سوی شمال و سپس شمال شرقی منحرف شده و در سر راه ، آبادی های محمد تقی بیگ و درونگر را مشروب می سازد . پس از خروج از دره مزبور به شرق جریان می یابد و ضمن مشروب ساختن آبادی های قلعه چنار و سنگ سوراخ به سوی جنوب شرقی روان می شود و از کنار آبادی زینوانلو دوباره به سوی شرق متوجه می شود ،به طرف نوخندان جریان می یابد و در سیزده کیلومتری شمال شرقی شهرستان درگز از مرز خارج شده و به صحرای قره قروم وارد می گردد .

آثار تاریخی درگز :

محوطه باستانی بندیان : در سه کیلومتری شهر درگز در کنار جاده خاکی بندیان به ارتیان تپه  و تپه عظیم ( یاریم تپه ) قرار دارد . و درست در سمت چپ جاده بقایای سه تپه کوچکتر مشاهده می گردد که تپه میانی در سال  1369 تسطیح گردید و دیگر نمی توان بدان عنوان تپه داد . حداکثر ارتفاع این تپه ها از سطح زمین زراعی 5/2 متر است و بر پایه برسیهای باستان شناسان آثار گرانقدری از دوره تاریخی پارت و ساسانی در دل خود جای داده اند .

معماری بندیان : از ماحصل کاوش های به عمل آمده در بندیان کشف تالاری به طوا 25/10 متر و عرض60/8 متر با فضای مربئط به آن است . این تالار به دلیل گچبری بسیار زیبا و متنوع بر روی دیوارهای احنمالا هسته مرکزی و بخش مهم مجموعه معماری بندیان باشد . عرض تالار در سمت شمال شرقی باز است و چشم اندازی مانند باغ و یا حیاط وسیعی منتهی می شود . این تالار در سمت جنوب غربی با درگاهی به عرض 125 سانتیمتر به اتاق یا راهرویی با فضایی به عرض دو متر که خود با فضا های دیگر ارتباط داشته متصل شده است .  ظاهرا این درگاه محل رفت و آمد خصوصی تالار بوده است . در بخش غربی تالار فضایی به طول 82/2متر و عرض70/1متر از دیوار عقب نشسته و حکم محرابی را پیدا نموده است . در کنار این محراب درگاه گوچکی به عرض 75 سانتیمتر به اتاقی راه می یابد که یک ظلع این اتاق 60/2 متراست . استانه درگاه این اتاق نسبت به کف اتاق تالار حدود 25 سانتیمتر بلندتر است . از داخل این فضا تعدادی اثر مهر کشف شده که احتمالا محل بایگانی هدایا و مرسوله و نامه ها بوده است . در سمت جنوب شرقی در پشت دیوار ، اتاق دیگری کشف گردید است .

در معماری بندیان از دیوارهای چینه ای با اندود گچ استفاده شده و گچبریهای با شکوه بر روی آن اجرا گردید است . جنس کف سازی بنا از گچ نیم کوب و شن می باشد و سقف تالار به 4ستون گچی زیبا متکی است که مغز و بافت اصلی این ستون ها را قطعاتی از سنگ های جوش غوطه ور در گچ تشکیل می داده . با توجه به شیوه معماری احنمالا سقف تالار مسطح بوده و با تیرهای چوبی پوشانده می شده است .

گچبری تالار بندیان : تمام سطح دیوارهای تالار دارای نقوش گچبری گوناگون است که نقوش در قابی به عرض 12تا 18 سانتی متر که تزئینات متنوع دارد قرار داده شده اند . نقوش تالار از نظر موضوعی به هفت گروه تقسیم می شوند که به ترتیب از چپ به راست عبارتند از : 1- صحنه شکار 2- صحنه جنگ 3- صحنه پیروزی بر دشمن 4- صحنه مذهبی 5- صحنه معرفی اشخاص 6- صحنه تاج گذاری .

تپه های باستانی :

شهر درگز دارای تپه های باستانی و تاریخی ارزشمند می باشد که حفاریهای چندی توسط میراث فرهنگی ، بیانگر قدمت و پیشینه تاریخی درخشان این منطقه می باشد .

1- تپه آرتیان : در شرق دهکده آرتیان از آبادیهای درگز قرار گرفته است . ارتفاع تپه در حدود هشت متر می باشد بنابر شواهد سفالهای جمع آوری شده از دامنه این تپه مربوط به دوره اسلامی و زمان نادر شاه افشار است .

2- تپه خاخیان : در حدود هفت کیلومتری غرب شهر درگز در کنار جاده درگز به نوخندان قرار گرفته و فاصله آن تا آبادی خاخیان چهرصد متر بوده و در حدود دویست متری شمال رود درونگر واقع شده است . سفالهای مربوط به هزاره اول قبل از میلاد در این تپه مشاهده می شود . تپه خاخیان دارای هشت منر ارتفاع ، پنجاه و سه متر طول و سی و هفت متر عرض می باشد .

3- تپه صاحبجان : درداخل شهر درگز در شمال غربی تپه ای مرتفع قرار دارد که صاحبجان نامیده می شود . این تپه در حدود 15 متر طول و 37 عرض دارد ساختمان تپه از بناهای قبل از اشکانی می باشد و نشان می دهد که در دوره ساسانی متروک شده است . خشتهایی که در آن بکار رفته به ابعاد 45*45 سانتیمتر و 13سانتیمتر قطر دارد . تپه صاحبجان از سمت شمال بع بقعه سید عرب همجوار می باشد .

4- تپه غازان بیگ : در دهکده ای به همین نام در کار جاده به فاصله نیم کیلومتری شمسی خان به درگز قرار گرفته و در حدود 700متر از سطح دریا ارتفاع دارد و دهکده بر روی تپه قدیمی بنا شده است . قبرستان شمسی خان متعلق به اقوامی است که در غازان سکونت داشته و مربوط به دوره پارتی و ساسانی می باشد . دخمه های در غازان بیگ وجود دارند . احتمالا اینکه اقوام ماد نیز در این منطقه نیز بوده اند تقویت می شود . زیرا مادها دخمه نشین بوده اند البته در بعضی از تواریخ از اشکانیان نیز به عنوان قومی دخمه نشین یاد کرده اند .

5- تپه یوخار قلعه ( بالا قلعه یا قلعه بالا ) : در بخش نوخندان که در دوازده کیلومتری غرب شهر درگز دارای تپه باستانی بسیار عظیمی است که تا اواخر دوره ساسانی و حتی دوره اسلامی آباد و مسکونی بوده است . این تپه که متعلق به هزاره پنجم قبل از میلاد می باشد ، با تپه ی عظیم یاریم تپه همزمان و با آن دارای مدنیت یک نواخت بوده است و چنین به نظر می رسد که تحت نفوذ تمدن یاریم تپه بوجود آمده است . سفالهای منقوش ماقبل تاریخ آن ، از هزاره پنجم قبل از میلاد شروع شده است و تا اواخر دوره ساسانی و ابتدای ورود اسلام  دراین تپه دیده شده است . تپه یوخار قلعه دارای قسمت های مختلف است که در جبهه غربی آن بیشتر آثار سکونت ماقبل تاریخ و در شرق آن آثار دوره تاریخی و بالاخره در بالای آن آثار دوره ی اسلامی مشاهده می شود . این تپه در حاشیه آبادی قره قویونلو واقع شده است .

6- یاریم تپه : این تپه شامل آثار اولیه سکونت اقوام دوره ی ماقبل تاریخ در روزگارباستان در دشت است . و ظاهرا این اقوام از هزاره پنجم قبل از میلاد در این محل ساکن شده و مدارج پیشرفت و سیر تمدن را و ترقی را تا اواخر دوره ساسانی در این جلگه پیموده اند . یاریم تپه که شکل مرتب و منظمی را به دلیل سکونت های مداوم ندارد ، دنیای از زندگی گذشته ی ماقبل تاریخ و تاریخی را در دل نهفته است و مرکزیتی است که اطراف آن را تپه های بیشماری از دوره های مختلف تاریخی و اسلامی فرا گرفته است . یاریم تپه حدود 500متری غرب بندیان و در مجاورت رود درونگر قرار گرفته است . به نظر می رسد که منطقه کشف شده بندیان و یاریم تپه و رود درونگر از مناطق آباد و پررونق دوره های پیش از اسلام و اوایل دوره اسلامی بوده است .

پلکان نادری :یکی از آثار تاریخی و کارهای برجسته نادر شاه افشار در این شهرستان راه مالرو  و ارابه روی در ارتفاعات صعب العبور و دشوار الله اکبر است که نشانه عزم و اراده نادری می باشد . این راه به گویش محلی به نردبان یولی معروف است و گویند در گردنه جنوبی الله اکبر ، کنار جاده شوسه و نزدیک آبادی کبکان قرار دارد . در حدود پنجاه پیچ و خم و 900پله است که بر اثر تراش سنگها ایجاد شده است . درازای هر پله سه متر و پهنای آن سی سانتیمتر و ارتفاع آن سیزده سانتیمتر است و در کمرگاه کنار پلکان سه کتیبه مربوط به این اثر وجود دارد .

محلهای ییلاقی و تفریحگاههای درگز :

1- پارک شادی : با وسعت 32750 متر مربع که اولین و قدیمی ترین پارک شهری است و در مرکز شهر قرار دارد .

2-پارک ملت : در فاصله یک کیلومتری شهر درگز واقع شده ( درگز به چاپشلو) که نوزده هکتار وسعت و دارای شهر بازی و فضایی سبز می باشد .

3- پارک جنگلی چهلمیر : معروفترین دره ی منطقه است . در قسمت شرقی پارک تندوره واقع شده و ضمنا ورودی اصلی به پارک از مدخل این دره زیبا و مشجر است . در ابتدای دهانه دره آبادی دودانلو قرار گرفته . ابتدای دره پوشیده از درختان انبوه  دست کاشت گردو ، بید ، صنوبر و چنار است . انبوه پوشش درختی دره تا سر چشمه ی آب چهلمیر امتداد می یابد . تعدادی از دره های مهم پارک آلیچپ ، گندپیر ، دوزوئی که نهایتا به دره چهلمیر وارد می شود . پارک جنگلی چهلمیر در بیست کیلومتری جنوب غربی شهر درگز واقع شده است و دارای مناظر طبیعی و موزه حیات وحش می باشد که همه ساله سیاحان و ایرانگردان سراسر کشور را به طرف خود جلب می کند . همچنین این منطقه مهمترین تفرجگاه مردم درگز بوده و در تابستانها بخش پائین دره تعداد کثیری از مردم را به طرف خود جلب می نماید . این پارک از محدود پارکهایی است که اکثر گونه های گیاهی و منحصر به فرد دارویی در آن یافت می شود .

4- پارک ملی تندوره : در منتهی الیه شمال شرقی کشور و در حد شمال استان پهناور خراسان و در شهرستان درگز واقع گردید است که با سیمای کوهستانی و صخره ای با دره های عمیق و تپه ماهورهای بلند و مرتفع و با شیبهای متغییر در جهت های مختلف جغرافیایی می باشد .

تندوره نام چشمه ای است که در این پارک جنگلی جاری می باشد و به همین مناسبت این پارک را تندوره نامیده اند . تندوره در زبان کردی به معنای تنور می باشد و از آنجا که آب این چشمه از حفره های شبیه به تنور خارج می گردد بر آن نام تندوره نهاده اند . مرتفعترین منطقه پارک قلعه موخان با 2580 متر ارتفاع و کم ارتفاع ترین قله آن چهلمیر با 980 متر ارتفاع از سطح دریا ست . آب و هوای پارک عمدتا معتدل و در ارتفاعات سرد و یخبندان است . چهارده خانواده گیاهی مشتمل بر 475 گونه گیاهی شامل درختان سوزنی برگ همیشه سبز ارس و پهن برگان انجیر ، زالزالک ، پسته وحشی ، گردو ، افرا ، کرکو ، گوجه وحشی ، زرشک ، نارون ، بید و گیاهان دارویی وحشی شامل : شیر خشت ، باریجه ، آنغوزه ، زیره سیاه ، بابونه ، بومادران ، سریش ، موسیر ، زعفران وحشی ، و انواع گیاهان مرتعی شامل : اسپرس ،شقایق ، راسته گومینه و درمنه می باشد . پستانداران 49 گونه شامل : قوچ و میش اوریال : کل بز، پلنگ ، خوک وحشی ، گرگ ، روباه ، شغال ؛ سمور سنگی ، گربه وحشی ، گربه جنگلی ، گربه پالاس و انواع خفاش و انواع جوندگان می باشد . این پارک همچنین دارای 190 گونه پرنده شامل انواع پرندگاه منطقه ای و مهاجر که مهمترین آنها قرقاول ، کبک ، تیهو ،توکا ، بلبل ، عقاب ، شاهینها ، کرکس ها ، و .... خزندگان شامل 14 گ.نه سوسمار شناسایی شده است . مارها 15 گونه لاک پشت 2گونه آبزیان 5 گونه و حشرات به دلیل تنوع و فراوانی بسیار زیاد شناسایی و جمع آوری نشده است .

پارک ملی تندوره با مساحت 73435 هکتار در 12آذرماه 1347 به عنوان منطقه حفاظت شده تندوره قرق گردید و در اسفند ماه 1348 به پارک وحش تندوره تغییر نام یافت و در بهمن ماه سال 1353 به عنوان پارک ملی تندوره به منطقه داده شد . مساحت پارک در تاریخ یاد شده 53780 هکتار بوده است که یکی از بزرگترین اکو توریسم های ایران و منطقه برای جذب گردشگر می باشد .

دیگر جاهای ، دیدنی ، تاریخی ، تفریحی درگز : 1- دره امام قنبر 2- دره ی چولاق 3- دره درونگر و دربادام 4- دره شمسی خان 5- دره قزلق 6- شیلگان دره و قوزغان دره 7- بابا رمضان 8- آبگرم و اردوگاه امید انقلاب اسلامی 9- قرخ قیز 10- امام زاده محمد دیباج 11- بقعه ی ابوالمعجن 12- قدمگاه 13- زیارتگاه سید قاضی سلطان 14- بقعه علمه شهرستانی 15- امامزاده سید یوسف 16- زیارتگاه علی بلاغ.

منابع : جغرافییای تاریخی درگز

برسیهای آثار باستانی شمال شرقی ایران

تاریخ مردم درگز  
[ ]
+
وجود و اهمیت شاهنامه
وجود و اهمیت شاهنامه : شاهنامه از دو جهت کمی وکیفی در میان آثار برجسته پارسی برترین است حتی می توان گفت در زمره شاهکارهای ادبی جهان محسوب می شود .

کمی : شاهنامه بر اساس دست نویس های گوناگون در حدود شصت هزار بیت است و از این حیث هیچ کدام از اثار بزرگ پارسی به پای آن نمی رسد . بر همین اساس تعداد واژهای غیر تکراری شاهنامه افزون بر ده هزار است که از همه آثار پارسی بیشتر است و تعداد واژه های تازی آن حدود چهار تا چهارو نیم درصد تجاوز نمی کند و چون جزء قویترین آثار پارسی است روح نامرئی آن در تمام آثار بعدی دیده و بیشترین حضور را در شریان زبان و ادب پیدا کرده است .

درباره قلمرو مورد ادعا شاهنامه اگر کیومرث را نخستین انسان بدانیم پهنه تاریخ بشر را تا روزگار شاعر می پوشاند و چنان درون مایه آن هم از تاریخ صرف و شرح جنگهای و کردارهای پهلوانی و راه روشن زندگی انسان را نشان می دهد .

کیفی : فردوسی با الهام از نبوغ خاص خود و حس شاعری ویژه ای که داشته حماسه قوم ایرانی را که مشحون به حکمت و فرزانگی نسلهای گوناگون بوده با نیاز زمانه در آمیخته و با القاء جهان بینی خاص خود مفاهیم آن را ژرفا و پهنا بخشیده است . بگذریم از این که قومیت ایرانی توانست به گونه ای دیگر خود را در آئینه شاهنامه ببیند و تدارک آن را به عنوان میراثی مشترک تلقی کند . به این معنی که شاهنامه فردوسی را میراث گرانبهایی از کوشش ایرانیان سده سوم و چهرم هجری باید بدانیم که برای احیای مفاخر خویش و ذکر مجاهدتهای آنان برای نگهبانی از سرزمین اجدادی و میراث فرهنگی خود در برابر بیگانگان و مهاجمان بدانیم ، آغاز این کوشش ها از روزگاری بود که ایرانیان بر اثر قیامهای پیاپی توانستند از میانه سده سوم هجری استقلال از دست رفته خویش را باز بیابند و آثار حکومت خلفا عباسی را با نام اسلام پناهی که به صورت نادلپذیر در سرتاسر امپراتوری بغداد به کار گرفته می شد از سرزمینهای اجدادی خویش بزدایند .   

ازین پس نمیرم که من زنده ام                                       که تخم سخن را پراگنده ام

هر آن کس که دارد هش رای دین                                  پس از مرگ بر من کند آفرین


[ ]
+
لب گشایان
 لب گشایدم ازگل نه دل کند به نبید          چه بی نشاط بهاری که بی رخ تورسید

نشان داغ دل ماست لاله ای که شکفت        بسوگواری زلف تو این بنفشه دمید

بیاد زلف نگونسار شاهدان چمن                ببین درآئینه جویبار گریه بید

بیا که خاک رهت لاله زار خواهد شد        زبس که خون دل از چشم انتظار چکید

بدورما که همه خون دل به ساغرهاست    زچشم ساقی غمگین که بوسه خواهد چید

چه جای من که دراین روزگار بی فریاد    زدست جور تو ناهید بر فلک نالید

گذشت عمر به دل عشوه میخریم هنوز      که هست در پی شام سیاه صبح سپید


[ ]
+
گذری بر شاهنامه فردوسی
بنام خداوند جان و خرد                                         کزین برتر اندیشه برنگذرد

خداوند نام و خداوند جای                                      خداوند روزی ده رهنمای

خداوند کیوان و گردان سپهر                                  فروزنده ماه و ناهید مهر

زنام نشان و گمان برترست                                   نگارنده بر شد پیکرست

به بینندگان آفریننده راست                                    نبینی مرنجان دو بیننده را

نیابد بدو نیز اندیشه راه                                       که او برتر از نام از جایگاه

سخن هر چه زین گوهران بگذرد                          نیابد بدو راه جان و خرد

خرد گر سخن برگزیند همی همان را گزیند که بینی همی ستودن نداند کس او را چوهست 

میان بندگی را ببایدت بست

خرد راو جان راهمی سنجداوی                          دراندیشه سخته کی گنجد اوی

بدین آلت رای و جان و زبان                              ستود آفریننده را کی توان

به هستیش باید که خستو شوی                            زگفتار بی کار یکسو شوی

پرستنده باشی و جوینده راه                                بژرفی بفرمانش کردن نگاه

توانا بود هرکه دانا بود                                     ز دانش دل پیر برنا بود

از این پرده برتر سخن گاه نیست                        زهستی مراندیشه را راه نیست

 

فردوسی با پی افکندن آن کاخ بلند نظم بنای شکوهمند ملیت و هویت ایرانی را استوار کرد از روایات پراکنده داستانی ، تاریخی منظومه ای به کرامندی و شکوه شاهنامه پرداخت . خراسان را به پاسداری از کیان ایران و درخت تناور فرهنگ پارسی نامبردار کرد . در پهنه ادب پارسی و تاریخ ایرانی مردی به بزرگی فردوسی ، کتابی به شکوهمندی  شاهنامه و شهری به سترگی توس نداریم و چه بسا در بسیاری از آداب و تاریخ ملل دیگرهم .

توس خاستگاه شاهنامه : فردوسی بزرگ در پاژ زاده شد . روستایی از سرزمین حماسی و ادب خیز توس که در آن سده ها نام ولایتی در شمال خاوری ایران که حد جنوبی آن رشته کوه بینالود و حد شمالی اش کوههای هزار مسجد ؛ از باختر به خبوشان و از خاور به سرخس منتهی می شود . در این دره حاصلخیز چهار شهر نامبردار و روستاههای بسیاری وجود داشته و برروی هم منطقه ی زرخیز ، سوق الجیشی و با استعداد فراوان محسوب می شود . یکی از آن چهار شهر تابران بوده ، همان که بعدها و تا امروز توس می خوانندش و سه شهر دیگر نوغان ، تروغبذ و رادکان .

 وضعیت طبیعی توس و قرار گرفتن بر سر راههای ارتباطی و نظامی و نزدیکی آن به مرز توران به آن ویژگیهای یک شهر بیدار و همراه با تواضع خاصی بخشیده بوده . مردمانش بر روی هم جنگجو و حماسه خواه و همواره در حال آماده باش بوده اند این که می بینید تقریبا هشتاد درصد حماسه های ملی ایران تولید این منطقه محسوب می شود در واقع تصادفی نیست حساسیت نظامی و سوق الجیشی این ناحیه را می توان از آنجا دانست که یزدگرد سوم پس از فرار از جلو سپاه تازیان به کنارنگ توس پناهنده شد که البته به دلایلی وی را نپذیرفته و روانه مرو کردند . در توس مذاهب گوناگون در کنار هم زندگی آسوده داشتند چنان که یکی از چهار تن موبدی که در تدوین روایات ملی ایران مشارکت داشت آذربرزین مهر از مردمان توس بود .

روحیه ایران دوستی توس را تازیان برنمی تافتند بنابراین همواره در این ناحیه تضاد با تازیان جدی و مساله ساز بود . تاراجها و خونریزیهای سران تازی همچون قتیبه بن سلم و جانشینش یزید بن مهلب هرگز از یادها نرفته. این که فردوسی بعدها در شاهنامه در هر فرصتی از داستان ضحاک مار به دوش گرفته تا نامه پر احساس رستم فرخ زاد نسبت به تازیان ابراز نفرت می کند به دلایل مزمن تاریخی است . کینه و نفرتی که میان اهالی مرو و توس نسبت به تازیان به مرور زمان پدید آمده بود موجب عطف توجه اهالی این شهر به تشییع گردید و سبب شد که اندک اندک این ناحیه در سده های سوم و چهارم به صورت کانون مقاومت شیعه ایرانی بر ضد خلافت بغداد در آید .

 

پاژ زادگاه فردوسی : روستای پاژ در دوره ای که به درستی دانسته نیست گویا جابجا شده است به این معنا که محل اولیه آن به دلیل نامعلوم ویران و متروک مانده و در فاصله چند صد متری در جنوب شرقی همان کهندژ ، روستایی نو بنیاد دیگری با همان نام پیشین احداث گردید که اینک در پانزده کیلومتری شمال مشهد در مسیر جاده کلات ، گلوگاه دو راهی کلات ، کارده غریب و متروک و بی کس و کار رها شده است . در قدیم کوره راههای روستایی از مسیر دهکده های کلته موری ، امرغن ، عاشقون و اسفندیون به توس می رفته و امروزه جاده آسفالته به طول هیجده کیلومتر از مسیر مه نوا( معین آباد ) در دو راهی گوارشگان و با عبور از اخنگان و رزان به توس یا فردوسی منتهی می شود . میل اخنگان که از بنااهای دوره تیموری در مسیر این جاده برای ایران گردان علاقمند به میراث باستانی می تواند دیدنی و شزاوار توجه باشد .

 

حکیم ابولقاسم فردوسی که بود : فردوسی از دهاقین توس بود که از واژهای عربی و در واقع همان دهقان یا دهگان که در معنی خاص آن به گروهی از نجیب زادگان ایرانی اطلاق که از خود املاک و اموالی داشتند به طوری که می توانستند از درآمد ملک مورثی خود زندگی آبرومند را داشته باشند . این دهگانان به تاریخ و داستانهای ملی و پیشینه فرهنگی خود سخت دل بسته بودند و در حفظ و انتقال تاریخ و فرهنگ به نسلهای بعدی می کوشیدند این گروه صاحب مقام به نوعی نجبای درجه دوم ایران به حساب می امدند که قدرت و قوتشان و اداره خویش  را بر عهده داشتند و از امور لشکر بدور بودند و تنها خود را به دفاع از ارزشهای قومی و حدود ولایتی که در آن ساکن بودند پای بند بودند .

در سال 399هجری /940میلادی وقایعی مهم روی داد از جمله مرگ پدر شعر پارسی رودکی و ولادت فردوسی استوانه بی همانند زبان و ادب پارسی ، البته در شاهنامه و یا هیچ منبع دقیق دیگری سال تولد حکیم نیامده است اما با توجه به تاریخ تولدی که بر روی سنگ قبر فردوسی که بوسیله انجمن آثار ملی تهیه شده است سال 322هجری را زمان ولادت او نشان می دهد اما در تحقیقاتی که یکی از محققان ایرانی خارج از کشور انجام داده است . و با قراین تاریخی و گاه شمار روز سوم ژانویه 940میلادی برابر با 13دی ماه 320هجری شمسی سالروز ولادت فردوسی نام گذاشته شده .

از کودکی و نوجوانی شاعر آزاده توس هیچ اطلاعی در دست نیست فقط می توان گفت که در این سالها با مطالعه و تامل دریافتها و دستاورد های فرهنگی موجود در شهر و خانواده خویش به تحکیم بنیانهای فکری و عقیدتی خود بپردازد . نام او اغلب ابولقاسم و شهرت شاعری اش فردوسی ظبط شده است . و با عنوان ابولقاسم فردوسی به شهرت عالم گیر رسیده است . اما برخی از منابع قدیمی و جدید نام او را حسن و یا منصو و نام پدرش را علی نوشته اند . فردوسی دهگان و دهگان نژاد بود بنابراین در یک خانواده فرهنگی و اهل معرفت پا به عرصه وجود گذاشت ؛ ظاهرا در پاژ و تابران توس آموزشهای رسمی لازم را هم دیده و به زبان و فرهنگ نیاکان گذشته را نیز فراگرفته . فردوسی زبان پهلوی را که در زمان او رواج نداشته نیز می دانسته و با عربیت و مطالعه دواوین شعر عرب هم انس داشته . از شاهنامه بر می آید که او به دانشهای زمانه خود از حکمت ، فلسفه و ریاضی گرفته تا نجوم ، موسیقی و طب در حد لزوم و اندکی بیشتر آگاهی داشته از شعر پارسی ، تاریخ ، افسانه و همچنین معارف  دینی اسلام بر مشرب تشییع دیگر سخن نمی گوییم که ابرام بر بدیهیات خواهد بود . فردوسی 17ساله بود که ابومنصور محمد بن عبدالرزاق توسی حاکم توس از وزیر و پیشکار خود ابومنصور معمری خواست : تا خداوندان کتب را از دهگانان ، فرزانگان و جهان دیده گان شهرها بیاورند تا کتابها ، کارنامه شاهان ، زندگی و اقدامات هریک را از هر جا فراز آورند و کتابی به نام شاهنامه گردآورند ) این شاهنامه منثور که ثمره کوشش و اعتقاد ابومنصور عبدالرزاق بود بعدها به پاس همین کوشش به نام شاهنامه ابومنصوری نامبردار گردید. و درواقع راه را برای فردوسی هموار کرد و برق از چشم همت او ربود ابومنصور در 351هجری در جنگی در مقابل ترک نژادان قبایل سیمجوری کشته شد و باعث حکومت سی ساله آنها بر خراسان شد .

بنابراین آغاز به نظم کشیده شدن شاهنامه را متعاقب این حوادث دانست و به عنوان یک واکنش فرهنگی و قومی در برابر سلطه غلامان ترک و اتحاد و اتفاق آنان با تازیان معارضی با فرهنگ ایران قلمداد کرد . دقیقی شاعر چیره دست و گشاده زبان که او هم جوان و همشهری فردوسی بود در سال 365 هجری نظم شاهنامه منثور را آغاز کرد و پس از سرودن یک هزار بیت از حماسه ملی ایران به ناگهان به دست یکی از غلامان خود کشته شد .از این هزار بیت دقیقی که فردوسی در شاهنامه جاودانه کرده است چنین پیداست که دقیقی شایستگی نوشتن شاهنامه را نداشته .

فردوسی پا به چهل سالگی می گذاشت که خود را برای تعهد این وظیفه سنگین آماده دید و با نگرانی از اینکه مبادا زندگی و داراییش در صورت درنگ بیشتر به او وفا نکند مردانه قدم  پیش نهاد و به این ترتیب که آن وجدان ملی در را هیات خوابی دید که بر او نهیب زد و وی را بر آن داشت که از حدود سال 370هجری کار شاهنامه را جدی دنبال کند . در این زمان جوانمردی از دوستان همشهری وی به نام منصوربن محمدبن عبدالرزاق معروف به امیرک منصور نسخه ای از شاهنامه منثور ابومنصور را در اختیار او گذارد . امیرک منصور هم طی قیامی در سال 377در نیشابور اسیر و به بخارا منتقل گردید و یرانجام در 378در زندان توسط جلادان سبکتکین کشته شد . از کسان دیگر که فردوسی را در نوشتن شاهنامه یاری دادند حیب بن قتیب و علی دیلم بودلف که همواره کار وی را به خوبی روان می داشتند نیز یاد شده است . نظامی عروضی در چهار مقاله خو علی دیلمی و بودلف را دو تن دانسته اولی را نساخ و دومی را راوی فردوسی معرفی کرده و حیی قتیب را هم عامل توس بوده وشگرد ( کارپرداز و کارگزار) دانسته است . علاوه بر اینان در تدوین اول شاهنامه از ابونصر وراق هم یاد شده که کارش در واقع تبلیغ و فروش داستانهای شاهنامه به بزرگان آن روزگار بوده و خود نیز از این راه سودی می برده است .

نخستین دیدار با محمود غزنوی : چهارده سال از آغاز شاهنامه می گذشت و فردوسی در سال 484 هجری تحریر نخستن جلد شاهنامه را به پایان برده بود که محمود غزنوی به همراه سبکتکین پدر خود به هرات برای سرکوبی غائله آمده بود . دلاوری های محمود باعث شد تا در سیمای او امیری جهان جوی و با آینده درخشان دیده شود . شتایش های که به هیات یک رویا یا اشاره به سال 385هجری در آغاز داستان گشتاسب از محمود به عمل آورده می توان ناظر به همین دیدار نخسنین باشد . اما ارتباط مستقیم میان فردوسی و محمود غزنوی چنان که از شاهنامه بیرون می آید شصت و پنج سالگی فردوسی یعنی 394 هجری باز می گردد ، در این سالها شاعر فرزند پسر سی وهفت ساله خود را از دست داده و در فقر و تنگ دستی زندگی می کند و دلیل شاعر نوازی محمود غزنوی و دعوت وزیر فرهیخته او فضل بن احمد اسفراینی باعث می شود تا س.ی غزنه راهی شود اما رابطه حسنه ای بین فردوسی و محمود دوام نمی یابد و به دلایلی به یردی می گراید و در حوالی سال چهارصد هجری در شاهنامه سخن به مزمت محمود می آورد و در داستان یزد گرد از زبان رستم فرخ زاد به پیشگویی اوضاع زمانه خود می پردازد .

برین سالیان چهارصد بگذرد                                           کزین تخم گیتی کسی نشمرد

کشاورز جنگی شود ، بی هنر                                          نژاد هنر کمتر آید به یر

رباید همی این از آن ،آن از این                                       زنفرین ندانند باز آفرین

نهان بدتر از آشکار را شود                                            دل شاهشان سنگ خارا شود

سرآمد مرا روزگار بهی : چند سال پایان عمر شاعر در تنگ دستی و رنج و خشک سالیها و کشمکش های منطقه ای باعث از بین رفتن اموال فردوسی شد و یرانجام ما بین سالهای 411تا 416هجری در عسرت و تنگ دستی از رنج روزگار برآسود و شمع وجودش به خاموشی گراید شاهنامه در حدود چهارصد هجری به پایان رسید تعداد ابیات این کتاب بر اساس دست نوشته های موجود بین چهل و هشت تا هفتاد هزار بین در نوسان است اما بر اساس قالب نسخه ها و نیز بیتی در خود شاهنامه رقم درست ابیات شصت هزار بیت دانسته اند .

بناهای آباد گردد خراب                                               زباران و از تابش آفتاب

پی افکندم از نظم کاخی بلند                                         که از باد باران نیابد گزند


[ ]
+

قالب اين وبلاگ با استفاده از خانه حکیم ابولقاسم فردوسی طراحي شده است
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!